عليعلي، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره

موسیقیدان کوچک

عيد

خلاصه جونم برات بگه ماماني كه صبح كه عيد بود شما طبق معمول زود از خواب بيدار شدي و از ديدن هفت سين شوكه شده بودي مدام ميگفتي اين چيه اين چيه و از ديدن شمه هم خوشحال و خرسند بودي و ماماني هر چي سعي كرد كه لباساتو عوض كنه نذاشتي كه نذاشتي  مشغول شمع بازي شده بودي و بد خلقي ميكردي و من هم همچنان بيخيال شدم  و لحظه تحويل سال شد                           بوم            سال نو مبارك عشقم همسر عزيزم عيدت مبارك نفس مامان عبدت مبارك اميدوارم كه...
15 فروردين 1391

خريد

قبل از عيد حسابي سرمون شلوغ بود دنبال كاراي عقب افتاده و خريد به خاطر همين نتونستم بيامو برات بنويسم پسركم  كه چيكارا كرديم 25 اسفند بود كه رفتيم بهار براي خريد لباسهاي شما جوجو مامان  حسابي خريد كرديم و تو حسابي خوشحال بودي كه رفته بودي دد از 7 شب رفتيم وتو حسابي با ما همكاري ميكردي تو تعويض لباسات و اصلااذيتمون نكردي مرسي عشقم .شام هم بيرون خورديم  و بابايي برات يه ماهي قرمز خريد عشق ميكردي باهاش كلي صداش ميزدي مااااااااااااااااااهههههههههههههيييييييييييييييي ساعت 12 بود كه امديم خونهو وقتي لباساتو تنت كرديم دوباره هي ميرفتي جلو ايينه و ذوق ميكردي و نميذاشتي درشون بيارم  خيلي ناز شدي عزيزم مباركت باشه
15 فروردين 1391

تبريك

سلام به همه نی نی وبلاگی های گوگولی عید همگی مبارک میدونم خیلی دیر شده ولی میگن ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازه است خیلیییییییییییییییییی سرمون شلوغ بوددددددددددددد اخه من و مامانی حالا ميگم براتون ...
15 فروردين 1391

كلمات جديد

د ابود=در اومد بيشي=پيشي اپو=هاپو دا عبا =دايي عباس باشه بالا مامان طاهره راله له =راحله نندايي=زن دايي ماماني همينا يادم بود بازم يادم امد مينويسم برات
22 اسفند 1390

مامان طاهره

سلام شازده کوچولو دیروز مامانی کلاس داشت وبه ناچار بردمت پیش مامان طاهره  از٢ تا ٦ تو ا انجا بودی ووقتی مامان امد کلی از دیدن تو عشق کرفت وبعدش با مامانی و عمه رفتیم بیرون همش ذوق میکردی از دیدن پله  ها دوباره غش میکردی از خنده و دوست داشتی بزارمت زمین تا بدو بدو کنی  وقتی مامان طاهره داشت جلو تو راه میرفت تو بهش گفتی مامانی مامانی نگاهت نکرد وتو یه دفعه گفتی مامااااااااااان طاهره و همگی شاخ دراوردیم  و مامان طا هره کلی خوشحال شد ...
22 اسفند 1390

گردش 2نفره

عزيزم ديروز من شما 2 نفري رفتيم بيرون يعني رفتيم پيش خاله غزاله حسابي تو مترو شيرين كاري ميكردي و همه رو سر گرم كرده بودي دنبال بچه كوچولو ها راه افتاده بودي و ايستگاه 7تير هم كه رسيديم خسته شده بودي و ميگفتي ده ده يعني ما هم پياده شيم ولي نميشد بايد تا اخر خط ميرفتيم وقتي اخرين ايستگاه پياذه شديم حسابي براي پله برقي ها ذوق ميكردي و مدام ميخنديدي وتو سالن هم كه راه ميرفتي همه محو شيرين كاري هاتو تيپ بامزه تو شده بودن خلاصه اين كه رفتيم پيش خاله غزاله و حسابي بازيو شيطوني كردي و ارايشگاهشو بهم ريختي در ضمن موهاتو هم حسابي كوتاه كرديم بامزه شدي جوجو من بعد از ظهرم كه رفتيم دركه ولي تو مگه گذاشتي بشينيم  همه جارو بهم ريختي ماشالله با همه ه...
19 اسفند 1390

شكرانه علي جون

عشق سلام مامانی یه هفته ای میشه که یاد گرفتی تا میگم الهی شکر تو هم زودی دستای کوچولو نازتو میاری بالا به منظره شکرانه  دوست دارم مهربونم خيلي زود همه چيز رو ياد ميگيري وما رو حسابي شاد ميكني  ...
19 اسفند 1390